منوچهر ستوده

2

نامنامه ايلات و عشاير و طوايف ( فارسى )

29 آبيوردلو : از تيره‌هاى داراشورلوى ايل قشقائى ( پيوستگى قومى و تاريخى اوغوز ، ص 61 ) . 30 آپاردى - اپردى : از تيره‌هاى ترك ( ظفرنامهء تيمورى ، ج 1 ، ص 24 ) . 31 آپه‌خيل : طايفه‌اى در قريه‌اى به همين نام در غرب قريهء جوزخيل در علاقهء خروار ، متعلق به حكومت كلان لوگر ، مربوط ولايت كابل واقع و به خط طول البلد 68 درجه و 51 دقيقه و 11 ثانيه شرقى و خط عرض البلد 33 درجه و 40 دقيقه شمالى واقع است ( قاموس جغرافيايى افغانستان ) . 32 آتّااوشّاغى : از تيره‌هاى طايفهء ال‌كوئسدى از اويماق افشار كرمان ( پيوستگى قومى و تاريخى اوغوز ، ص 65 ) . 33 آتاباى : از طوايف يموت تركمن ساكن در دشت گرگان در كنار رود گرگان در صحرا ميان آلاچيق زندگى مىكنند و هر طايفه مركب است از چندين ابّه و در ابّه شاخصى است كه آن شاخص در يورت شخصى يا موروثى خود سكنى مىگيرد و اقوام و بستگان او هم دور او جمع مىشوند و آن ابّه يا مجموعه را به اسم بزرگ آن سلسله مىنامند ( استراباد و گرگان در بستر تاريخ ) . اين طايفه در سال 1296 قمرى 145000 نفر بوده‌اند ( از آستارا تا استارباد ، ج 5 ، ص 12 ) اين طايفه بيشتر در آق‌قلعه - قرنجيك - اشك‌تپه - ترشكلى زندگى مىكنند ( استراباد و گرگان در بستر تاريخ ) . 34 آتاباى : از طوايف ايل تركمن در گرگان ( لب رود گرگان ) ( سفارت‌نامهء خوارزم ، ص 35 ) . 35 آتاباى : نام تيره‌اى از تركمانان ( لغت‌نامهء دهخدا ، جلد 1 ، ص 31 ) . 36 آتاباى ( طايفه ) : از طوايف تركمن در آق‌قلعه . ( دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، جلد 1 ، ص 500 ) . 37 آتانسيان : از خاندانهاى ارمنى مقيم ايران ( اندرانيك هويان ) . 38 آتاها : از تركانى كه در مكتب شيخ احمد يسوى تربيت شده‌اند ( اقوام مسلمان اتحاد شوروى ) . 39 آتشبند : از خاندانهاى زرتشتى ساكن تهران ( تحقيق محلى ) . 40 آتش‌بيگى : فرقهء ديگرى از اهل حق ساكن كلاردشت تنكابن . 41 آتشين‌پنجه : از خاندانهاى ساكن در فساى فارس . 42 آتشيها ( سلسله ) يا آتشى : از خانواده‌هاى قديم محلهء بازار مرغ در شيراز - در اواخر دولت صفويه ( فارسنامهء ناصرى ، گفتار دوم ، ص 958 ) . 43 آتمانيكان : از تيره‌هاى كرد ، قريب پنجهزار خانوارى هستند كوچرى در دربند تبليس و بوتان و موش و انقره متفرق‌اند ( تاريخ كرد و كردستان ، ج 1 ، ص 75 ) . 44 آته : طايفه‌اى از قبيلهء داىميركشه هزاره‌جات ساكن ولايت غزنى افغانستان ( قاموس جغرافيايى افغانستان ) . 45 آثاريها : تيره‌اى از خاندان اسكندرى در ارسنجان فارس . 46 آجرلو : از دهستانهاى مراغه كه نام طايفه بر آن اطلاق شده . 47 آجرلو [ - تيره . . . ] : از تيره‌هاى ايل افشار در آذربايجان غربى ( ساختار سازمان ايلات و شيوهء معيشت عشاير آذربايجان غربى ، ص 77 ) . 48 آجرلو ( طايفه ) : از طوايف ايل شاهسون مىباشد ( ايرانشهر ، ص 118 ) . 49 آجرلو : از تيره‌هاى ايل افشار - آذربايجان غربى ( ساختار سازمان ايلات و شيوهء معيشت عشاير آذربايجان غربى ، ص 77 ) . 50 آچاميلى : نام تيره‌اى است از سى و دو تيره ازبكيه ( سنگلاخ ) 51 آخ‌چشمى - آق‌چشمى : از تيره‌هاى كرد قريب سيصد خانوارند در غرب سيواس ( تاريخ كرد و كردستان ، ج 1 ص 75 ) . 52 آخرلو ( طايفه ) : نام طايفه‌اى از ايل قشقايى ( لغت‌نامهء دهخدا ، جلد 1 ، ص 42 ) . 53 آخرملو ( طايفه ) : نام طايفه‌اى از ايل قشقايى ساكن چهاردانگه ( لغت‌نامهء دهخدا ، جلد 1 ، ص 42 ) . 54 آخندخيل : در دهكده‌اى به همين نام به فاصلهء 75 كيلومتر در غرب قلعهء علىخيل جاجى مربوط ولايت جنوبى و بين خطوط 69 درجه و 20 دقيقه و 47 ثانيه طول البلد شرقى و 33 درجه و 56 دقيقه و 47 ثانيه عرض البلد شمالى واقع است ( قاموس جغرافيايى افغانستان ) . 55 آخندخيل : در دهكده‌اى مربوط به علاقه‌دارى درجهء سه آب‌بند متعلق حكومت درجه اول مقر ( از توابع حكومت اعلى غزنى كه از مركز حكومتى مقر تقريبا 5 / 17 كيلومتر مسافت دارد ( قاموس جغرافيايى افغانستان ) . 56 آخندخيل : خاندانى ساكن در پادخواب‌شانه علاقه‌دارى درجه سه متعلق حكومت كلان لوگير مربوط ولايت كابل به فاصلهء سه كيلومتر به سمت شرق سرك عمومى پل علم بين كابل و گرديز واقع مىباشد . ( قاموس جغرافيايى افغانستان ) . 57 آخندخيل : در دهكده‌اى مربوط به علاقه‌دارى درجه سه آب‌بند متعلق حكومت درجه اول مقر از توابع حكومت اعلى غزنى از مركز حكومتى تقريبا 17 كيلومتر و از علاقه‌دارى تقريبا 6 كيلومتر ( قاموس جغرافيايى افغانستان ) .